تبليغاتX
برای چشمانت -

برای چشمانت

خدا کند که بدانی چقدر محتاج است نگاه خسته من به دعای چشمانت
*
*
*
*

 

اجازه هست که عشقتو تو کوچه ها داد بزنم

رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم

اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم

ماه و ستاره را بازم فدای چشمونت کنم

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه

بهت بگم عاشقتم دوستت دارم یه عالمه

اجازه هست بهت بگم عشق تو توی سینمه

جونمو هم به پات بدم بازم برای تو کمه

به من بگو بگو به من بگو منو دوستم داری

بگو که واسه هوست پا رو دلم نمیزاری

اجازه هست نگاهتو تو خاطرم وا بکنم

چشمی که بد خواهمونه به خاطرت خار بکنم

اجازه فریاد بزنم تو قلبمی تا به ابد

بدون اگر رسوا بشم به خاطرت خوبه نه بد

اجازه هست کنار تو به اوج ابرا برسم

دست توی دستمو برم به فردا برسم

اجازه هست دریا بشم کویرا پیمونه کنم

تو صدف دلم بشی من تو دلت خونه کنم

اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگات کنم

با یک نگاه بی ریا روی غمو سیاه کنم

ای کاش گلی بودی و من از باغچه می چیدمت

                             یا طلوعی بودی من از پنجره می دیدمت

ای کاش چشمانت ضریحی داشت چون رنگین کمان

                                 هروقت باران می گرفت از دور می بوسیدمت

خدایا این آرامش و حس زیبا را هیچ وقت از ما نگیر

+نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت12:19توسط نگین | |